محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 50

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

جعلى است - و حقيقت وجود همان مرتبه ذات حق است و بس ، با اين بيان چگونه مىشود كه وجود كه مرتبهء ذات حق است اصيل نباشد و ماهيات كه ثانى ما يراه الاحول است اصالت داشته باشد ؟ ماهيات امكانى را تحقق و ثبوتى نيست و با قطع نظر از تجليات و ظهورات وجودى حق معدومانند ، آن‌چه ما از حق ادراك مىكنيم يك‌گونه تعين خاص امكانى است كه به نور رشحى و ظهور ظلى ظهور پيدا كرده است ، مشاهدهء صريح اين حقيقت محال است ، و اين انبساط ، انبساط اشراقى و تجلى فعلى حق است كه وجودش از تركيب و تقييد و تخصيص عارى است ، لذا مىفرمايد : وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها ، زمين به نور پروردگارش روشن شود ( 69 - زمر ) و اين ظهور و تجلى در صورت اسماء و اعيان را وحدت در كثرت ، و بازگشت اين كثرت را به وحدت حقيقت وجود - چه در قيامت صغرا و چه در كبرا - كثرت در وحدت مىگويند كه همان إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ است . حضرت امير عليه السلام در نهج البلاغه مىفرمايد : داخل فى الاشياء لا بالممازجة ، يعنى : داخل در اشياء است نه به‌گونه آميزش و مزج كه اشاره به سريان نور وجود است ، و خارج عن الاشياء لا بالمزايلة ، يعنى : بيرون از اشياء است نه به‌گونه عزلت و جدايى كه اشاره به خروج ذات حقيقت وجود از اشياء دارد و ضمنا تنزيه ؛ ذاتى او - سبحانه - است ، اين توحيد را توحيد اخص الخواصى نامند كه اشيا مقام تفصيل و ظهور آن حقيقت‌اند - بدون آن‌كه آن حقيقت از مقام خود تنزل كند ، شيخ فريد الدين عطار نيشابورى قدس سره گويد : دائما او پادشاه مطلق است * در مقام عز خود مستغرق است او به خود نايد ز خود آنجا كه اوست * كى رسد عقل وجود آنجا كه اوست ماهيات از آن جهت كه صور علمى حضرت حق‌اند متصف به مجعوليت نيستند ، زيرا جعل به وجود خارجى اشياء تعلق مىگيرد ، و تا خارجيت پيدا نكنند مجعول نمىشوند ، پس ماهيات و اعيان باعتبار ثبوت مفهومى و تقرر علمى عارى